الشيخ رسول جعفريان
1267
رسائل حجابيه (فارسى)
گرديد ، خلاف قانون و جنايت شناخته شده است . اين قوانين و عادات مهجور و متروك شده است و هيچ گروهى غير از هيأت مقننه نمىتواند آنها را برگرداند . رفع حجاب يكى از تغييرات مفيد و مهمى بود كه در اين بيست ساله پيش آمد ، ولى غير از اين بايد خيلى تغييرات ديگر نيز روى داده باشد كه نداد و اعمال بسيار زشتى هم از زمامداران امور مملكت سرزد كه ما هنوز دچار عواقب وخيم آنها هستيم . بدبختى از اين بزرگتر نمىشود كه به جاى زايل كردن آن بدعتهاى زشت و قوانين و رسوم مضرّ ، بياييم و يگانه رسم خوبى را هم كه از اين دوره بجا مانده است ، منسوخ و ملغى كنيم . رفع حجاب زنان بايست مقدمهء رفع حجاب جهل شده باشد ، و فورا بايست قانون اجراى تعليمات اجبارى وضع و به موقع عمل گذاشته شده باشد تا در اين دوازده سال اقلا بر عدهء كسانى كه سواد خواندن و نوشتن پيدا كردهاند ، مبالغى افزوده شده باشد . طبّ جديد و حفظ الصحهء جديد بايست به كليهء شهرها و قصبات و قراى ايران راه پيدا كرده باشد تا حجاب مرض از ميان برخيزد . حجاب اسارت روحانى و اعتقاد به خرافات بايد دريده شده باشد ، و مردم بايست به اتباع عقل شريف معتاد شده باشند . جد و جهد ساكنين مملكت بايست در راه تبديل احوال فلاكتبار خود به زندگانى مقرون رفاه و آسايش مبذول شده باشد ، و ايرانيان به قوت ارادهء خود نه به زور اين و آن حقيقتا ترقّى عظيمى كرده باشند . ما محتاجيم به تغييرات عمده در اوضاع اجتماعى خود و اقتباس ترتيبات جديد با حفظ رسوم و سنن مستحسن قديم ، به طورى كه رشتهء اتصال ما با اجدادمان منقطع نشود و ترقّى ما دنبالهء تاريخ دو سه هزار سالهء ايران باشد . بايد زنان ما پابهپاى مردان ما پيشرفت كنند و دوش به دوش يكديگر راه تحوّل و تكامل زندگى را طى نمايند ، تا بدين نحو با اقوام ديگرى كه از اين راه گذشتهاند ، همقدم شويم و به كاروانى كه از ما پيش افتاده است برسيم . تمام سعى و اهتمام ما بايد مصروف اين بشود كه هر نسلى از سلف خود بهتر شود و پايهء تربيت و معرفتش بالاتر باشد . عادات و رسوم مضرّ ، خرافات و عقايد واهى ، بر كنار بودن زنان از اجتماعات مملكتى ، همگى بايد از ميان برود ، و علوم جديده و تغييرات اساسى كه برطبق اصول اجتماعشناسى لازم است ، جاى آنها را بگيرد . در تركيه و سوريه و فلسطين و هندوستان و سرنديب و چين و ژاپن همهء مردم به اين راه افتادهاند و در شما مملكت ما اقوام متعددى كه در خطمشى سياسى و اجتماعى همقدم روسيهء اشتراكى شدهاند ، ترك و تاجيك و ازبك و قرقيز ، جملگى دو اسبه به سوى تكامل و ترقّى مىتازند . در چنين دنيايى ما نمىتوانيم ساكت بمانيم و به اين نيز اكتفا نكرده ، راه قهقرا بپيماييم . چند صد سال است كه ما به زنان خود ظلم كردهايم و آنان را قرين تحقير و توهين ساختهايم ، و چون همواره مقام آنها را دون رتبهء مردان قرار دادهايم ، و از شركت در امور